مـن عــاشق ام
عـاشق كـشورم
و اگـر زنـده ام فـقط بـراى همــوطنم
اگر چى بـگردم هـمه جهان
زمـين و اًسـمان نمى شود اَفــغانـستـان افغانستان اين سرزمين عاشقان
شد نمود جهان و قلب آسيان كشورم اى تاج سرم
توى دارو و ندارم
روح تنم
كارگر و خدمت گذارتم اى وطن
تمام عمر عشق و وفا دارتم اى هموطن
سوگند به خاك پاكه وطن
سر ميدم ولى هيچگاه عشق وطن نمى شود كفن
سوگند به خون باكه هموطن
جان ميدم ولى هرگيز هيچكه به جاش نمى شود روح تن
هموطن هموطن
من ستاره ى روشن در اسمان تاريكـ ام
ابرى سيا روى گرمى يه افتابم
گلى بهار در كوچه هاى بى نفس و بى تابم
موج خوشى به دريايى اشكتم
مرحم براى دود و زخماتم
افغانستان سرزمين ازاد و روشنفكران
گورستان براى امبروطاى دشمنان
بهشت براى انسان و باغ براى حيوان و پرندگان
افغان ستان كه مرا با جهان آشنا كرد
به من عشق افريد و مرا پر افتخار كرد
با نام خود مرا در همه جا با قدر و بالا كرد
اين كشور زيباى ما براى من بهشت دنيا
هرجا رفتم با ذهن و قلبم شد همرا
برگشتن ان اروزوى ما
اين سرزمين من نيست
اين سرزمين من نيست
اين اب و خاك خانه ى پدر و مادر
و اجداد و بزرگان من آست
اين سرزمين من نيست
اين دل و جان و عشق و روح تنم آست
هنوزم عشق ميهن به سرم است
ان عشق كه از روز اول به دلم بست
هنوزم چـشماي من به اميد ديدارش است
ديدار ان سرزمين كه نامش افتخار من است ) شعر نايسان naysan