وطنم ای پیر دختر با کره ام
مردانت که تحفه ای نداشتند برای تو
به جز جنگ و تجاوز
مدعی ام
طغیان خواهند کرد عاقبت
شیر زنان این خاک
وقتی هیچ گریزی نیست
سکوت نخواهیم کرد
بغض چند هزار ساله ات را
لبریزت می کنیم از فریاد
شاهرگ هستی را در تو خواهیم یافت
به سکوتت سوگند
که طلبکاریم
تمام آوارگی مان را
از این پدران و برادران متجاوز
آه ای وطن پاره پاره
عاقبت شانه خواهند زد گیسوان سیاهت را
هم جنسان خودت ،بانوان این سرزمین
حنا میگیرند دستان خسته ات را
و شبی خواهد آمد که جشن بگیریم آرام
زنانگی ات را
بی هیچ تجاوزی
مژگان عظیمی