ایران دَرّودی به عقیده برخی منتقدان پیرو مکتب فراواقعگرایی (سورئالیسم) بود. مجله کارفور، چاپ فرانسه، در نقد آثار ایران دَرّودی فضای کارهای وی را شبیه آثار سالوادور دالی و ماکس ارنست دانست. ایران دَرّودی در سال ۱۹۷۰ به درخواست دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به تدریس تاریخ هنر در این دانشگاه پرداخت. او از پیشگامان نقاشی نوگرای ایران و از چهرههای شناخته شده هنر ایران در سطح بینالمللی بود. ایران درودی در ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در خانوادهای اشرافی در نیشابور زاده شد. پدرش خراسانی و مادرش قفقازی بود. تبار پدریاش بازرگان بودند و مادرش به همراه خانواده پس از انقلاب اکتبر و تشکیل کشور شوروی از قفقاز به ایران مهاجرت کردند. او در کودکی با خانواده به اروپا مهاجرت کرد؛ اما با شروع جنگ جهانی دوم، خانواده او که ساکن هامبورگ بود، یک سال پس از شروع جنگ از طریق لهستان به ایران بازگشت و مدتی در مشهد و سپس ساکن تهران شد. ایران درودی در مدرسه به دلیل علاقه به نقاشی به کلاسهای آزاد طراحی و نقاشی میرفت. وی در سال ۱۹۵۴ برای تحصیل در رشته نقاشی در دانشکده بوزار در پاریس به تحصیل مشغول شد و در سالهای ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۸ به یادگیری هنر در آموزشگاهها و دانشکدههای گوناگون از جمله مدرسه هنرهای زیبای پاریس (بوزار)، مدرسه لوور پاریس، دانشکده سلطنتی بروکسل (ویترای)، انستیتوی آر.سی.آی. نیویورک (رشته تهیه و کارگردانی برنامههای تلویزیون) پرداخت. پس از پایان تحصیلات به ایران بازگشت و در اردیبهشت ۱۳۳۹ آثارش در تالار فرهنگ تهران به نمایش گذاشته شد. شهبانو فرح پهلوی در همسایگی آنها زندگی میکرد و زمانی که ایران دَرّودی در فرانسه تحصیل میکرد شهبانو فرح مشتاق صحبت با او و گرفتن راهنماییهایی از او در زمینه نقاشی بود. خواهرش، پوران درودی، طراح لباس بود که طراحی و دوخت شنل تاجگذاری شهبانو فرح را انجام داد. همچنین ایران درودی در سالهای دهه ۱۳۴۰ خورشیدی در شهرهای مختلف اروپا آثار خود را در نگارخانههای مختلف به نمایش گذاشت و سپس به آمریکا رفت. در آمریکا با پرویز مقدسی کارگردان تئاتر و سینما ازدواج کرد. هر چند دوران زندگی مشترک این دو با مرگ زود هنگام مقدسی به پایان رسید اما تأثیر بسیار عمیقی بر ایران درودی گذاشت و او دیگر هرگز ازدواج نکرد. پس از مرگ پابلو پیکاسو، روزنامه اطلاعات در ۲۰ فروردین ۱۳۵۲ از بزرگان نقاشی ایران شامل بهجت صدر، امینالله رضایی، محمود فرشچیان، معصومه سیحون، فرامرز پیلارام و ایران درودی دعوت کرد و گفتههای آنها را در ویژهنامه خود منتشر نمود. ایران درودی در بیش از ۶۳ نمایشگاه انفرادی و بیش از ۲۵۰ نمایشگاه گروهی در ایران و سراسر جهان، آثار خود را به دید عموم گذاشت. او با نوشتن کتاب در فاصلهٔ دو نقطه به نویسندگی نیز روی آورد. برخی منتقدان، سبک او را در حد فاصل بین سورئالیسم و سمبولیسم توصیف میکنند و برخی دیگر هر دو را درست میدانند. به گمان عدهای دیگر اما او پیرو مکاتب متعارف نیست. بلکه به نوعی اصالت سبکی رسیده و شیوه هنری وی ایران درودیسم است. درودی از طبقهبندی شدن در چارچوبها و سبکها گریزان بود؛ زیرا ضمن ترسیم جهان، تصاویر ذهنی و رویاهای بلندپروازانه خود در میان گلهایی روییده و دورنماهای غریب نورانی، مفاهیم برخاسته از فرهنگ خود را بیان میدارد که درک آن در هیچ قالبی نمیگنجد. ایران درودی تنها زن از مشرق زمین است که شاگرد مستقیم سالوادور دالی بهشمار میآید؛ اگرچه سبک وی در نقاشی تا اندازه زیادی از نگرههای مطلقگرا و نسبیگرا گذر کرده و بسوی نوعی نگاه بسیط و عمیقگرا در حرکت بود. بیشتر مناظر در آثار درودی، حاشیه کویر و گلهایی خاص با دیوارهایی شیشهای و افق است که به آثار وی فضایی خاص و عمیق بخشیدهاند. مرواریدهایی که ایران درودی در بسیاری از تابلوهایش میکشد یادگار خواهر او هستند. مرواریددوز قابلی بود و گلها نیز نماد مردم هستند. ایران درودی در ۱۱ شهریور ۱۴۰۰ به بیماری کرونا مبتلا شد اما بهبود یافت. او سرانجام صبح ۷ آبان ۱۴۰۰ در سن ۸۵ سالگی در آیسییو بیمارستان دی تهران، پس از یک دوره بیماری چندماهه درگذشت. وی در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. شهبانو فرح پهلوی، در بیانهای به مناسبت درگذشت ایران درّودی از نقش وی در راهاندازی موزه هنرهای معاصر ایران میگوید: هنرمند بزرگ ایران درودی در همسایگی ما زندگی میکرد و من او را از جوانی میشناختم. روزی در نمایشگاه آثارش در تالار فرهنگ تهران، آرزوی دیرینهای را با من در میان گذاشت: آرزویی که تحقق آن به تأسیس موزه هنرهای معاصر تهران انجامید.