Queer به عنوان یک صفت یعنی غیرعادی، خُل، عجیب و غریب! و به مثابه ی یک فعل یعنی گرفتار شدن! بیخود نیست که تئوری کوئیر اغلب رویکردهای پست مدرن را گیرانداخته و گرفتار خود کرده. این تئوری گرچه فامیل نزدیک ساختارشکنی و مابعد ساختگرایی ست اما پیر این دو را هم آنجا که سنگِ امر معمول را به سینه زدند درآورده. مایکل رایان تئوری کوئیر را به نظریه چند فرهنگی نزدیک می داند و از این بابت با نظریه چندصدائی باختین نیز فامیل است چون سعی می کند صدای آن دیگری را از حاشیه واردِ صحنه کند. متاسفانه ما در ایران درباره این ویروس تئوریک بسیار کم می دانیم، برای همین از درک تعابیر تازه ای که از دل آن درآمده غافلیم و درمی مانیم. بسیاری از شاعران از شمس تبریزی و مولوی گرفته تا فروغ فرخزاد پیش از آنکه شاعر باشند کوئیریش(عجیب! خل؟) بودند، اغلب آوانگاردها فارغ از گرایش جنسی شان مثل رمبو کوئیریش اند، اینان فقط برای اینکه با معمولی با معمول همخوانی نداشتند و ندارند ...در زمانِ خود خُل یا عجیب محسوب می شدند و می شوند