.ده سال پیش پاپ « ژان پُل دوم » به خانم دکتر پیا دو سولنی جایزه داد، چون ایشان نیز مثل همتایان مسلمانش « کوماری جایاواردنا»ی سری لانکایی،« فاطمه مرنیسیِ» مراکشی،« لیلا احمدِ» ترک و « آمنه ودودِ» عربستانی به همخوانی تعالیم مسیحیت و فمنیسم پرداخته با این تمهید که « مذهبِ عیسی دربارهی چیزهایی نیست که نمیتوانیم انجام دهیم بلکه دربارهی چیزهایی ست که میتوانیم انجام دهیم»، نشان داده بود مسیحیت هیچ ضدیتی با فمنیسم ندارد. مثلن اگر مذهب عیسی مخالف ممانعت از بارداری یا سقط جنین است، فمنیسمِ مسیحی باید در این باره سکوت کند تا در سمت های دیگر از مواهبِ کریستالیِ کریستینی برخوردار شود! دکتر سولنی جایی حتی در نهایت وقاحت تاکید کرد که اگر در مسیحیت اختلاف سطح و تفاوتی بین زن و مرد هست، بسیار سازنده و نقش مکمل دارد و در ادامه با قطعه قطعه کردن نظرگاه فمنیست قرن هیجده، « مری والستون کرفت» نشان داد « برابری زن و مرد می تواند شعار مشترک مسیحیت و فمنیسم باشد به شرطی که کاری به نوع اعمالی که زنها باید انجام دهند نداشته باشیم،چرا که تفاوتهای عملیِ موجود سازنده ست حتی اگر آن را نفهمیم. البته باید بدانیم که این تفاوتها قبل از گناه اول هم وجود داشته و تنها تنشی که به وجود آمده نتیجهی گناه اولیه ست».
تصورش را بکنید! کسی که خود را فمنیست می داند در هر چند جمله از گناه یاد کرده تازه نوع خرافی یا اولیه اش را موکّد کند. دکتر سولنی مثل همتایان مسلمانش هیچ واهمه ای از تحریف حقیقت ندارد و حتی سعی می کند مچّویی چون « توماس آکوئیناس» را غسل فمنیستی بدهد. پس باز در نهایت وقاحت می گوید « درست است که آکوئیناس در جاهایی زن را نوع حقیرِ مرد نامیده اما اینها همه جنبه ی اعتراضی داشته چون وقتی از آکوئیناس می پرسند چرا زن از پهلوی مرد آفریده شد؟ پاسخ می دهد که زن از قسمت کله ی مرد آفریده نشد تا بر او حکمرانی نکند. از پای او هم آفریده نشد تا تحت فرمان مرد نباشد بلکه از پهلوی مرد آفریده شد تا در حکمرانی، مرد را همراهی کند!» .
خلاصه اینکه گاوها فقط خودمانی نیستند و تعجب نکنید اگر فردا فمنیسم توراتی و بودایی نیز از سوراخ های تازه ای سردرآورد. جالب است! تمام فمنیست های مذهبی برای اثبات نظرگاه خود از روشهای مشابه سود می برند، مثلن « مارگوت بدران» در کتاب « فمنیسم اسلامی چه می گوید» می نویسد « فمینیستهای مسلمان معتقدند احکام اسلامی که در قرن نهم میلادی پاگرفته،در گذر زمان با مفاهیم و رفتارهای مردساز ترکیب شده و این تعابیر مردسالارانه از احکام، شریعتهای معاصر را پدید آورده» و در ادامه تاکید می کند که احادیث نیز اغلب در خدمت توجیه ایدهها و اعمال مردسالارانه قرار گرفته پس منشاء یا صحت آنها صد در صدی نیست و در مواردی این احادیث خارج از بافت کاربردی شان به کار برده شده....